شمس الدين حافظ
60
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )
انشاى عربى مآب ولى درست و روشن و بىتعقيد . اين سبك را از ميرزا محمّد خان و مكتب او داشت و از سبكهاى نو و مخصوصا از كلمات نوساخته جدا احتراز مىكرد . دكتر غنى نخستين كسى است كه آناتول فرانس را به ايرانيها معرفى كرده است و نخستين مترجم اوست به فارسى . دكتر در سال 1314 شمسى با سمت نمايندگى مجلس از خراسان منتقل شد . در اينجا با توسعهء زيادى كه در زندگانى اجتماعيش پيدا شده بود از اشتغال علمى او نه تنها كاسته نشد بلكه بر آن افزوده شد ، در عين اشتغال به طبابت ، وكالت مجلس و رفت و آمدهاى فراوان ، او در كتابخانهء خود همچنان به مطالعه و تأليف مشغول بود و چون وقت روزانهاش كافى نبود مقدار زيادى از شب را صرف آن مىكرد و با وجود بيمارى كبدى كه داشت اين كار جانفرسا را به شدت دنبال مىكرد و راستى مرد پركارى بود . در اين اوقات توجه دكتر به تاريخ و ادبيات فارسى معطوف شده بود . نخستين اثر او در اين رشته رسالهاى راجع به ابن سينا بود كه به عنوان خطابهء ورود به فرهنگستان به آن مجمع تقديم كرد . پس از آن با تمام قوى متوجّه حافظ شد كه از سالها پيش - يعنى هم از زمان شاگردى مكتب آناتول فرانس - با اين شاعر بزرگ آشنا بود . مواد زيادى براى مطالعه دربارهء حافظ جمع كرد از جمله مجموعهء گرانى از نسخههاى خطّى و چاپى ديوان حافظ . در اين ميان مرحوم قزوينى بهواسطهء جنگ اروپا نيز از پاريس به تهران آمد و حضور او بر دلگرمى و شوق دكتر افزود . با شركت هم ، از روى نسخههايى كه دكتر جمع كرده بود ، ديوان حافظ را چاپ كردند ، و دكتر كتاب معروف خود را به نام « بحث در آثار و افكار و احوال حافظ » تأليف كرد . جلد اول در تاريخ سياسى عصر حافظ است و جلد دوم تاريخ تصوف در اسلام . در اين جلد دوم نقشهء مؤلف آن بوده كه تاريخ ادبى و اجتماعى و علمى قرن حافظ يعنى قرن هشتم را شرح دهد و از كلّى تصوف آغاز كرده است كه به قول خودش « در تاريخ ادبى و اجتماعى قرن هشتم سرفصل همه مؤثرات و عوامل محسوب بود » . ولى اين مجلّد با همهء حجم زيادى كه پيدا كرده است از عهدهء انجام تمام آن نقشهء پهناور برنيامده است و به همان بحث تصوّف در اسلام ( تا قرن هفتم ) پايان يافته و در حقيقت قسمت اساسى مطلب كه تاريخ ادبى و اجتماعى و غيره عصر حافظ باشد باقى مانده است . دكتر به انجام اين كار علاقهء شديد داشت ولى مواد آن هنوز جمع نشده بود و به علاوه مثل آن بود كه خستگىاى پيدا كرده و محتاج تنفس و استراحتى بود و از همه مهمتر آنكه شهريور 1320 فرا رسيد و وضع ايران و وضع زندگانى دكتر هر دو ناگهان دچار تغيير عظيمى شد . دكتر وارد سياست شد و